این را یک گزاره استقرایی و استنتاجی بدانید؛ بهویژه در این روزها که از گوشه و کنار، زمزمههای دیگری به گوش میرسد؛ «تنها گزینه مؤثر و تضمینکننده منافع ملی ایران، مقاومت به مفهوم واقعی کلمه است»؛ مقاومت یعنی تبدیل کردن ایران از یک «هدفِ حمله»، به یک «آفند پیشدستانه»؛ این امر تنها با پیوند میان صلابت نظامی و اقتصاد مستقل و تهاجمی ممکن است.
ما نباید منتظر رفع تحریمها باشیم، بلکه باید با ایجاد وابستگی اقتصادی همسایگان و تقویت صنایع دانشبنیان، سیستمهای سلطهگر را بیاثر کنیم. هر گونه تضعیف بدنه بازدارندگی نظامی یا شکاف در انسجام داخلی، همان فرصتی است که دشمن برای فروپاشی ما در انتظار آن نشسته است.
منطقه غرب آسیا، امروز بیش از هر زمان دیگری با دو مسیر متفاوت روبهرو است: یا پذیرش قواعد دیکتهشده قدرتهای فرامنطقهای و فروکاستن ایران به یک بازیگر حاشیهای یا ایستادگی بر پایه توانمندیهای ملی و حفظ اقتدار منطقهای. در حالی که برخی با وعدههای واهیِ «صلح از طریق سازش» تلاش میکنند هسته سخت بازدارندگی کشور را هدف قرار دهند، واقعیتهای میدانی و سیاسی نشان میدهند در برابر دشمنانی همچون آمریکا و بازوان آنها در منطقه، هر توافقی بدون پشتوانه قدرت، تنها به معنای تسهیل روند فروپاشی و از دست رفتن حاکمیت ملی است.
توهم صلح از طریق سازش
در برابر توهمات «صلح از طریق سازش»، تنها یک حقیقت مسلم وجود دارد: قدرت، تنها زبان قابل فهم برای دشمن است. تقویت بازدارندگی نظامی، بهویژه ارتقای توانمندیهای موشکی و دفاعی، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای تکفیر هر گونه ایده جنگ است. ما باید از حالت دفاعی محض خارج شده و به سمت یک «قدرت تهاجمی و بازدارنده» حرکت کنیم؛ قدرتی که دشمن را در همان لبه پرتگاه، از محاسبه هر گونه اقدام نظامی یا سایبری پشیمان کند. تاریخ سیاست جهانی گویای آن است که قدرتهای استعمارگر و رژیمهای بحرانساز، صلح را نه با دیپلماسی، بلکه با امتیاز گرفتن بدست میآورند. مذاکره از نقطه ضعف، نه تنها سایه جنگ را دور نمیکند، بلکه با ایجاد خلأ قدرت و نشان دادن آسیبپذیری نظام، دشمن را برای اقدامهای جسورانهتر در عرصههای نظامی، سیاسی و اقتصادی ترغیب میکند.
سازشی که بدون تضمینهای واقعی و تنها برای رفع فشارهای موقت باشد، در واقع «خریدن زمان برای دشمن» است. این رویکرد، منجر به تضعیف ساختارهای دفاعی، شکننده شدن جایگاه ایران در برابر قدرتهای منطقهای و در نهایت، فروپاشی تدریجی اقتصاد و انسجام اجتماعی خواهد شد. زمانی که قدرت بازدارندگی فروبریزد، فشارها از تحریمهای اقتصادی به تهدیدهای نظامی تغییر شکل خواهند داد.
مقاومت؛ ضامن امنیت و شکوفایی
برخلاف تصور منتقدان مغرض و یا ناآگاه، گفتمان مقاومت تنها یک رویکرد نظامی نیست؛ بلکه یک راهبرد جامع برای بقا و پیشرفت است. مقاومت در برابر فشار آمریکا، ضامن «رفع سایه جنگ» است؛ چرا که تنها با وجود یک قدرت بازدارنده، دشمن از محاسبه غلط و ورود به یک جنگ پرهزینه خودداری میکند.از سوی دیگر، تثبیت قدرت فرامنطقهای ایران، پیششرط اصلی برای شکوفایی اقتصادی است. زمانی که ایران به عنوان یک قطب تعیینکننده در معادلات انرژی، ترانزیت و امنیت منطقه شناخته شود، میتواند از ظرفیتهای اقتصادی جدیدی بهرهمند شود که مستقیماً با امنیت ملی گره خوردهاند. مقاومت یعنی تبدیل شدن از یک هدفِ حمله، به یک بازیگرِ غیر قابل چشمپوشی در زنجیره ارزش جهانی. البته برای عبور از این بحران و غلبه بر تهدیدهای سیستماتیک، تنها اتکا به شعار کافی نیست؛ بلکه نیازمند یک «مقاومت هوشمند و چندبعدی» هستیم.
باید توانمندیهای نظامی و موشکی به عنوان ستون اصلی بازدارندگی حفظ شده و ارتقا یابد، اما همزمان، جنگهای سایبری، نفوذ نرم و مدیریت روایتهای رسانهای نیز به سطحی برسد که دشمن نتواند در ابعاد غیرنظامی به ثبات کشور آسیب بزند؛ و در کنار همه اینها باید از حالت «دفاعی» در اقتصاد به حالت «تهاجمی» حرکت کرد.




نظر شما